لحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابالحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره

عشق بابا + عشق مامان = نی نی کپله

محرم 1394

لیف وشامپو پسر عمو

سلام امروز وقتی باباجون اومد خونه دیدم یک چیزی برام آورده یک لیف خوشکل نارنجی گفت این پسر عمو داده بعدم عمه اومد برام یک شامپو اوردگفت اینو پسر عمو داده البته قبلا هم یک صابون کوچولو داده بود مامان همه رو کنار هم گذاشت وازشون عکس گرفت وگفت یادگاری میزارم وبلاگ اینا لیف هاروهم از قبل داشتم یکیشون خاله فرزانه داده دوست مامان یک یک قورباغه سبز تپل یکی رو خاله پری ومامان جونی برام درست کردن وبافتن که عروسکی چشم داره خیلی دوسش دارم اینم عکسش     ...
13 دی 1392

گل

امروز برای اولین بار با باباجو رفته بودیم بیرون که باباجون برای مامانی و من گل خرید بعد هم رفتیم سر سبز عکسها رو دادیم برای چاپ مامان گلها رو خشک کرد وباهاش نوشت بهار اینم عکسش   ...
13 دی 1392

محرم

سلام خوبین اینا چند تا از عکسهای محرم که روز های مختلف با مامانو بابا وعموحسن و.....گرفتم اینجا رفته بودم مغازه باباجونی مامانم ازفرصت استفاده کرد چند تا عکس خوشمل گرفت من و عموحسن   خودم   من ومامانی جون خودم   من وبابا جونی خودم   من وعمه جونم   منو باباجونی عزیزم کهِِ خیلی خیلی دوسش دارم   منو باباجونی بابا حسین که خیلی خیلی دوستش دارم با پسر عمو ابوالفضل ودختر عمو مریم     خاله جونم همون که من همش گیسهاشو میکنم و مییوسمش اینم خاله پوریم که عاشقشم همیشه برای من شامپو نی نی میخره     ...
6 دی 1392